
خدا گفت:
«لیلی یک ماجراست ،ماجرایی آکنده از من ، ماجرایی که باید بسازیش .»
شیطان گفت :
«لیلی تنها یک اتفاق است بنشین تا بیفتد . »
آنهایی که حرف شیطان را باور کردند نشستند ولیلی هیچ گاه اتفاق نیافتاد. مجنون
اما بلند شد ،رفت تا لیلی بسازد.
خدا گفت :
«لیلی درد است ،درد زانویی نو ،تولدی به دست خویش .»
شیطان گفت :
« آسودگی است ،خیالی ست خوش. »
خدا گفت :
« لیلی رفتن است ،عبور است و رد شدن.»
شیطان گفت :
«ماندن است ، فروریختن در خود .»
خدا گفت :
«لیلی جستجو است ، لیلی نرسیدن است وبخشیدن .»
برچسب:
نویسنده: مدیر سایت